در پژوهش حاضر، با استفاده از آزمون های ایستایی به بررسی وجود رابطه بلندمدت بین تقاضای واردات و متغیرهای تبیین کننده آن پرداخته می شود و با استفاده از روش حداقل مربعات انگل - گرنجر (1987) و حداکثر درست نمایی یوهانسن (1988) و جوهانسن و جوسیلیوس (1990) تابع واردات بلندمدت از طریق استخراج بردارهای همگرایی برآورد می شود و در تجزیه و تحلیل مسائل کلان و سیاستگزاری اقتصادی، بررسی تابع تقاضای واردات، اهمیت خاصی در شناخت الگوی اقتصاد کلان و اثربخشی و کارایی سیاست های بازرگانی کشور دارد به همین سبب یکی از مسائل عمده و قابل طرح در زمینه واردات کالاها، بررسی عوامل موثر بر واردات (کل، واسطه ای، سرمایه ای و مصرفی) است. برای آزمون تجربی از الگوی رگرسیون برداری استفاده شده است که نشان می دهد درآمدهای نفتی، درآمد واقعی، تولید ناخالص داخلی به قیمت عوامل، اثری مثبت و قیمت های نسبی (نسبت قیمت کالاهای وارداتی به قیمت کالاهای تولید شده در داخل) و نرخ ارز در بازار آزاد اثری منفی بر تقاضای واردات کل واسطه ای، سرمایه ای و مصرفی) دارند. از این رو هر تغییر و تحولی که در واردات کشور رخ دهد در فرایند تولید و رشد و توسعه تاثیر بسزایی خواهد داشت. لذا اتخاذ سیاست های مناسب برای واردات حائز اهمیت است.